مير سيد شريف راقم سمرقندى

111

تاريخ راقم ( فارسى )

ز جور تيغ بيداد بتان سنگدل هر دم * اگر صد زخم خورده بر سرش سر بر نياورده چو شد بر باد نخل عمرش از بيداد مه رويان * ازين دار فنا شد با دل اندوه پرورده يكى گفتا چه كس مُردست و تاريخ وفاتش چيست * به صد درد و الم گفتم كه « ملا ابترى مرده » [ مسجد جامع سمرقند ] در تاريخ 936 عليك كوكلداش مسجد جامع در ولايت معمورهء سمرقند عمارت كرده و در همان مسجد كوجكنجى خان ابن ابو الخير خان منبرى از سنگ مرمر بنا نهاده چه منبرى كه در تجلى و رفعت با طور سينا همرنگ و در گرانى و عظمت با كوه بيستون همسنگ . عاليقدرى به همان منبر رفيع تاريخى نظم كرده . تاريخ اين منبر عالى كه به دهر است پديد * مثلش به علو قدر ايّام نديد از امر شريف كوجكنجى خاقان در نهصد و سى و شش به اتمام رسيد . در همان تاريخ 936 عبد الله خان ابن محمود سلطان كمربند غيرت بر ميان طلب بربسته بر باد پاى همت نشسته سليمان‌وار به خواستگارى بلقيس مملكت روى مىآورد . به اميدى كه شايد شاهد مطلوب را در كنار آرزو در آرد . نخست عازم ملك خراسان گرديده قدم جرأت به اوج قلعهء هرات نهاد . هرچند آن آهن‌دلان جنّت استوار اعتمادى قفل استحكام بر در انحصار نهاده بودند امّا چون اعتقاد ايشان بىمدار و بىبنياد بود به كليد مشكل‌گشاى شمشير خان صاحبقران كشورستان مفتوح گرديد . و اين صورت فتح و ظفر در هژدهم شهر صفر در آئينه خانهء گيتى رو نمود . و اين تاريخ فتح را يكى از فاضلان همان عصر جهت ضبط سال و ماه و روز تاريخى در غايت خوبى نوشته : تاريخ در هژدهم شهر صفر روى نمود * تاريخ شدش « هژدهم شهر صفر » در تاريخ وفات بابر ميرزا ابن ميرزا عمر شيخ بابر ميرزا ابن عمر شيخ ابن سلطان ابو سعيد ابن سلطان محمد ابن ميرانشاه ابن امير تيمور گركان بعد از قتل سلطان على ميرزا كه حاكم ولايت سمرقند بود محاربه با